امشب خیلی دلم گرفته ...خیلی خیلی زیاد ..
اشک چشمام روونه ....اینجا داره بارون میاد ...
زیر بارون قدم زدن و گریه کردن و حرف زدن با خدا رو دوست دارم

خدا......خدا....خدا...........خداااااااااااااااااااااااااااااا

 



 

نوشته شده توسط بانوی غروب(نرگس) در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ساعت |