می دونستی :
دوستی یک اتفاق
اما جدایی یک قانون
پس بیا با هم دعا کنیم
خدایا خدایا خدایا
هیچ اتفاقی رو به قانون ختم نکن![]()
نوشته شده توسط بانوی غروب(نرگس) در جمعه بیست و دوم مهر 1384 ساعت |
ای دوستان با وفا از غم بیاموزید وفا
غم باهمه بیگانگی هر شب به من سر میزند
نوشته شده توسط بانوی غروب(نرگس) در چهارشنبه بیستم مهر 1384 ساعت |
امروز قرمز است, قرمز قرمز قرمز
درست به قرمزی غروب آفتاب که در آن خورشید تن گرم خود را به در یا می سپارد وجای خود را به ماه میدهد . امروز قرمز است به قرمزی قلب من وتو , به قرمزی قلب عاشقان به قرمزی تمام قلبهای عالم . امروز قرمز است به قرمزی شربت آلبالو که دیشب مادر درست کرد ولکه های پایدار آن از روی لباس پدر پاک نشد . امروز قرمز است به قرمزی خون شهیدان , به قرمزی خونی که در آن سالها از بدن جانبازها و شهیدان می چکید .به قرمزی گل رزی که دیروز بر مزار دایی شهیدم گذاشتم و او را به خاطر آوردم واز او به خاطر این آزادی وشادی تشکر کردم . امروز قرمز است به قرمزی سیب قرمز سفره هفت سین که مادربزرگ از تک درخت حیاط چید ودر آب انداخت ومن ناخودآگاه به این شعر اندیشیدم :« تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره ای از باغچه همسایه ان سیب را دزدیدم................باغبان از پی من تند دوید وسیب را در دست تو دید............سیب دندان خورده از دست تو افتاد به خاک.........سالهاست رفتی واکنون .......در گوش من ارام ارام ............خش خش گام تو تکرار کنان میدهد ازارم ..........ومن اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت. » . امروز قرمز است به همان قرمزی ماهی کوچک تنگ بلور که شنا کنان به این سو وآن سو میرود وخود را به دیواره ظریف تنگ میکوبد . امروز قرمز است به قرمزی تیم محبوبم که گاهی پیروز وگاهی بازنده است ولی همیشه دوستش دارم . امروز قرمز است به قرمزی شقایق های سرخ کوه , گل شیشه شکن زیبا وظریف که نشانه خلقت زیبای خداست .
امروز قرمز است . قرمز قرمز قرمز
نوشته شده توسط بانوی غروب(نرگس) در چهارشنبه بیستم مهر 1384 ساعت |
فقط براتو میشه از عطر پونه واژه ساخت
عاشق چشمای تو شد بغل بغل ترانه ساخت
فقط تویی که میتونی دستمو راحت بخونی
با من عاشق بمونی یا منو از خود برونی
نوشته شده توسط بانوی غروب(نرگس) در دوشنبه هجدهم مهر 1384 ساعت |
گفته بودم که چرا محو تماشای منی
آنقدر محو که یکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا نرود از چشمم
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی می ارزد
نام تو : علت برخاستن شعله بر خاکستر جان
نام تو : روزن نور است . به دیواره خاکستری گنبد درد
نام تو : عطر دلاویز خیال است . به باغی که به پاییز دچار است . به اندوه خزان
نام تو : هر چه که دارم ....
نام تو : هر چه که هست .....
بهار وقتی بهار است که بوی تو دارد وگرنه مثل هرسال خزون انتظاره
درباره وبلاگ

مـن از سـاعـت مـتـنـفـرم...ازايـن اخـتـراع عـجـيـب انـسـان...کـه جـاي خـالـي حـضـور تـو را بـه رخ دلـتـنـگـي ام مـيـکـشـد
...........
یادته بهت گفتم شدم بانوی غروب.... تو چی من هستی ؟
یادته بهم چی گفتی ؟..گفتی اگه تو بانوی غروب باشی پس منم کوه خورشیدت هستم...اونجایی که شب سرتو رو شونه هام میزاری و یواش یواش پایین میری تا هوای دلمو به اتیش بکشی...
فهرست اصلی
دوستان
صدای تنهایی (سعیده)
خانه ابری (مهرداد)
داداشی (ساتیا)
به قلب من خوِِش آمدی....غریبه
شعر = می نابی از جام عشق
سيد احمد
دالان بهشت
عاشق کوچولو
تنهایی
تنهای تنها (سعید)
...!( یه دنیاحرف نگفته...بارون)
قبرستان من( عرفان)
دوستی و عشق ( کلوب ترنم بارونی)
جي اسم موبايل(سايت تخصصي گوشي)
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
طراح قالب
POWERED BY