دویدیم ودویدیم هیچ جا رامون ندادند
گفتند که توی جاده دونده ها زیادند
دویدیم ودویدیم فایده نداشت دویدن
به همه چیز رسیدیم به جز خود رسیدن
دویدیم ودویدیم اسپند رودود نکردند
فقط گفتن زیر لب کاشکی که بر نگردن
دویدیم ودویدیم سیب ها رسیده بودند
سه فصل آزگار بود همه دویده بودند
دویدیم ودویدیم تا رسیدیم به دیوار
اونور دیوار هم باز خوردیم به خط تکرار
دویدیم ودویدیم قصه زندگی بود
که واسه اون دویدن فقط دیوونگی بود
نوشته شده توسط بانوی غروب(نرگس) در چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384 ساعت |
زندگی دو نیمه است :
نیمه اول در انتظار نیمه دوم
نیمه دوم در حسرت نیمه اول
نوشته شده توسط بانوی غروب(نرگس) در شنبه یکم مرداد 1384 ساعت |
می رسد روزی که بی من روزها را سر میکنی
قصه های کهنه ام را موبه مو از بر میکنی
کاش ای تنها امید زندگی
میتوانستم فراموشت کنم
یا شبی در آتش سوزان دل
در نهیب سینه خاموشت کنم
کاش احساس نیاز دیدنت
چون وجودت از وجودم دور بود
نوشته شده توسط بانوی غروب(نرگس) در شنبه یکم مرداد 1384 ساعت |
گمان کردم که دل دادی و دل دیدی ودل سپردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
نوشته شده توسط بانوی غروب(نرگس) در شنبه یکم مرداد 1384 ساعت |
درباره وبلاگ

مـن از سـاعـت مـتـنـفـرم...ازايـن اخـتـراع عـجـيـب انـسـان...کـه جـاي خـالـي حـضـور تـو را بـه رخ دلـتـنـگـي ام مـيـکـشـد
...........
یادته بهت گفتم شدم بانوی غروب.... تو چی من هستی ؟
یادته بهم چی گفتی ؟..گفتی اگه تو بانوی غروب باشی پس منم کوه خورشیدت هستم...اونجایی که شب سرتو رو شونه هام میزاری و یواش یواش پایین میری تا هوای دلمو به اتیش بکشی...
فهرست اصلی
دوستان
صدای تنهایی (سعیده)
خانه ابری (مهرداد)
داداشی (ساتیا)
به قلب من خوِِش آمدی....غریبه
شعر = می نابی از جام عشق
سيد احمد
دالان بهشت
عاشق کوچولو
تنهایی
تنهای تنها (سعید)
...!( یه دنیاحرف نگفته...بارون)
قبرستان من( عرفان)
دوستی و عشق ( کلوب ترنم بارونی)
جي اسم موبايل(سايت تخصصي گوشي)
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
طراح قالب
POWERED BY